|
مصاحبه رو در رو با آلمدينا سيد ( Almudena Cid )آلمدينايك سيد ژيمناست ( ريتميك كار ) اسپانيايي بسيار دوست دارد كه براي سومين بار در فينال مسابقات المپيك آتن حضور داشته باشد . با اين وجود او اولين ريتميك كاري است كه به اين امر بزرگ نايل آمده است . سيد 24 ساله كه يكي از ژيمناستيهاي مطرح و معروف جهاني در اين رشته است كه همچون لنكا اوللوا ( Lenka Oulehlova ) از جمهوري چك ،سه دوره در مسابقات المپيك حضور داشته اما تا به حال نتوانسته در فينال اين مسابقات حضور يابد .متن حاضر مصاحبه ايست كه دي الگانس ( De Elegance ) ازطرف يكي از سايتهاي ژيمناستيك اروپا در طي انجام مسابقات مرحله اي باوي انجام داده است .
سيد : من در تاريخ 15 ژانويه سال 1980 ( مطابق 26 دي ماه سال 1359 ) در شهر ويتورياي اسپانيا به دنيا اومدم . از خانواده خودت براي ما بگو : من دو برادر دارم ، ميگوئل يك سال از من بزرگتره و اسرييل يك سال از من كوچكتره .
سيد : من ژيمناستيك رو از هفت سالگي در مدرسه بعنوان يك فعاليت جانبي شروع كردم . يكي از دلايلي كه من وارد دنياي ژيمناستيك شدم اين بود كه مادرم فرمينا بسيار باله و هنرهاي نمايشي رو دوست داشت . وقتي اونها ديدن كه من آمادگي لازم رو براي اين فعاليت ها دارم من رو به يك باشگاه ژيمناستيك فرستادند . اسم اين باشگاه آرر بود كه بعداً اسمش به بتي آرر ( Beti Aurrer ) تغيیر پيدا كرد .
در دوران كودكي من در تمام وقتها علاقه شديدي به تحرك را داشتم ، بالابردن پاها ، حركت دادن دستها به اطراف و من واقعاً نرم بودم . مادرم پيشنهاد اين ورزش را داد چون مي دانست كه به اين ورزش علاقه دارم .
من فكر ميكنم كه در ايجا باشگاه كافي و علاقمند وجود دارد . چرا كه ژيمناستيك ريتميك در اسپانيا مردمي است اما بنظر من حمايتهاي كافي از طرف ارگانها و مراكز دولتي نمي شود به همين خاطر خيلي ها به اين ورزش نيازي ندارند . شايد ما بهترين ژيمناستها را داشته باشيم و بيشتر از كساني كه ما هميشه داريم بهترين برنامه ريزي را داشته باشيم .
البته اين واقعيتي است ولي ما كمك زيادي از مركز تربيتي داريم . وقتي ما از دبيرستان فازغ التحصيل مي شويم بايد استراحت ساعت 3 شب راياد بگيريم و سپس بيدار شدن در ساعت 8 صبح را براي تمرين و گرفتن نتايج بهتر . اين كار تمام روزها است . البته اين براي ادامه تحصيل مشكل است زيرا خسته كننده و خيلي دردسرساز ميباشد .
شايد بهترين آنها 5 دوره قهرماني اسپانيا باشد كه سه دوره آن در يك رده است كه هيچ ژيمناستي قبل از آن نداشته كه اين خيلي ويژه است . من فقط اجرايم را در المپيك آتلانتا و سيدني بياد دارم جايي كه به فينال راه پيدا كردم و آخرين قهرماني جهان در بوداپست كه شايد برايم منظمترين آنها بود . حتي وقتي كه نتايج مشاهده نشد اما من لانگين پرايز را به خاطر ظرافت بخشيدم چيزي كه باعث غرور و اعتماد برايم شد . آخرين مسابقه اروپايي در كيف فراموشم نمي شود جايي كه مقام هفتم را كسب كردم زيرا كه من سومين المپيك را انجام مي دادم . حقيقت اینست كه من 24 سال دارم و خشنودم كه بازهم در ميان بزرگان هستم .
بهترين لحظه زندگي حال من ، شناخته شدن توسط همه و كميته بين المللي ژيمناستيك با تمرينات سخت در طول سالها ،بدترين لحظه شايد بعد از مسابقات المپيك سيدني بود وقتي كه از تيم ملي حذف شدم بخاطر نداشتن نفوذ در فدراسيون اسپانيا . من به خانه برگشتم تا به تنهايي تمرين كنم و براي بيشتر از چهار ماه و بدون هيچ نوع كمكي سختيها را تحمل كردم . بعد از اين آنها سعي كردند تا مرا براي تمرين به مادريد برگردانند اما من تصميم گرفته بودم كه به تنهايي و با مربيم تمرين كنم .
در لحظه اول ، من سعي در انتخاب بهترين راه بودم ، تصميم در مورد نظرم بسيار سخت بود زيرا كه دوري كردن از حاشيه در جايگاه سختي بود چيزي كه تأثير گذار در ورزشم مي شد . به اين معني كه اگر شما شايسته نباشيد به يك صفر تبديل مي شويد . من سعي كردم تا بپذيرم كه برگردم و اين يك كار مهم با حمايت فيزيولوژيستم بود . در آخر من موفق شدم تا تنها راهي را انتخاب كنم كه فكر ميكردم روشن است ، زيرا من 7 تا 8 امتحان را موفق شده بودم و ديگري تعيين شده با كار و تلاش زيادي كه من متحمل شده بودم .
هدف اصلي من بدون ترديد موفق شدن در فينال سومين المپيك است كه هيچ ژيمناستي قبل از آن انجام نداده ، اين يك امتياز است ، من بهتر ين در گرفتن مكان بهتر و همانند موفقيتي كه در آتلانتا و سيدني بدست آورده بودم .
در اين لحظه من براي پايان اين فصل فكر ميكنم و بعداً اگر ميسر باشد دوست دارم ادامه دهم تا نماينده اسپانيا در بازيهاي 2005 منطقة مديترانه باشم كه در شهر آلمريا در كشور خودمان است و در گروه ژيمناستيك ريتميك خواهد بود كه انگيزه اي برايم خواهد بود تا اينكه براي بعدها .
آكساناكاستينا
اول بازي با توپ را خيلي دوست دارم وسيله اي كه بنظر من خيلي با آن آشنا هستم و كمترين علاقه را شايد به روبان داشته باشم . زيرا در دستگيري خيلي مشكل است . حركت دادن 6 متر روبان خيلي پيچيده است . چوبهاي ورزشي بسيار پيچيده تر است زيرا شما بايد دو وسيله را در يك زمان كنترل كنيد .
من همزمان شنا كردن را دوست دارم و فكر ميكنم اسكيت نمايشي نيز زيبا باشد . به هر حال من ورزش را دوست دارم .
من عاشق غذاي ايتاليايي و پيتزا و پوستا هستم . در مورد نوشيدني صحيت كرديد من كوكاكولا را دوست دارم اما مي دانم كه نبايد زياد استفاده كنم .
من دوست دارم تا كارهاي روزانه ام تمام شود تا با دوستانم به ساحل بروم با مردم احساس راحتي ميكنم و كارهاي مختلفي كه شما روزانه انجام ميدهيد انجام دهم مانند سينما رفتن و ...
من بايد بگويم كه به هيچ گروه موسيقي علاقمند نيستم . من يك مقدار از هر چيزي را دوست دارم . اكثر سي دي هاي من ميكس شده آهنگهايي از خواننده هاي مختلف است و بسته به زمان هاي مختلف دارد . من ترجيح ميدهم كه آهنگهاي آرام گوش كنم تا آرام شوم .
نه چندان . من كمي انگليسي صحبت مي كنم اما بهتر از صحبت كردن آن را مي فهمم من فقط اسكرايي صحبت ميكنم ( Basque ) چيزي كه در دوران كودكي در مدرسه ياد گرفته بودم .
هركاري كه با آن شناخته مي شدم و فعاليتم مشاهده مي شد ، مثل رقص ، باله رفتن و چيزهايي مثل آن .
Easther Teijera Miethe : تهيه كننده و مصاحبه گر
|
|
مقالات ساير موارد |